تبليغاتX
مهتاب خانوم آسمون

تمام هستي من آيه تاريكيست

كه ترا در خود تكرار كنان

بر سحرگاه شكفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد بود

من در اين آيه ترا آه كشيدم

من در اين آيه ترا

بر درخت و آب و آتش پيوند زدم

************************

رفتن تو تمام وجود مرا در هم ريخت..........!!

تمام وجودم،جز قلبم را،

آن قلبي كه تو ساختي و هنوز مي سازي،قلبي كه تو هنوز در نبودنت هم با دستهاي گم شده ات،به آن شكل مي دهي و با صداي گم شده ات،آن را به آرامش دعوت مي كني،

و با خنده هاي گم شده ات،به آن روشني مي بخشي!!!

 سلام!!يه سلام تلخِِِِِِِِِِِِِِِ!!خيلي تلخ!!

آره خيلي دير سلام كردم مي دونم!!ولي سلام به اين تلخي بهتره كه هيچ وقت گفته نشه!!

اين چرت و پرتايي كه توي اين وبلاگ مي بينيد فقط درد دله!! همين.....

از هيج كس هم توقع دلسوزي ندارم فقط بخونيدشون همين!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 14:27  توسط مهشید | 

اگر كسی مرا خواست ،
بگویید رفته باران‌ها را
تماشا كند .
و اگر اصرار كرد ،
بگویید برای دیدن توفان‌ها
رفته است .
و اگر باز هم سماجت كرد ،
بگویید رفته است تا ديگر
باز نگردد
.

 

 

 





صفحــــــات ...
1

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 22:47  توسط مهشید |