![]() |
![]() |
|
|
دوباره دیدمت! بی خیال داشتی برای خودت قدم می زدی ! خنده رو لبات بود ! دستات پر بود ! داشتی می رفتی ببینیش نه؟ می رفتی که ولنتاین امسالتو به یکی دیگه بگی دوست دارم ! به یکی دیگه بگی تو آخرین عشق منی ! از همون حرفایی که ولنتاین پارسال به خودم گفتی!
می بینی چقدر راحت؟ تو باید بخندی و من شبمو با ۵ تا آرامبخش صبح کنم! ولی بازم با همین دستای لرزونم برات می نویسم! دوست دارم عشق خاموش من!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 22:51 توسط مهشید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام! اینجا ....درد دل های یه دیوونه ست ......اگه تو هم دیوونه ای ...خوش اومدی!
|
| آرشیو موضوعی |
|
نیستی |
| پیوندها |
|
دیوونه عاشق ابلیس در بهشت تینا هلو |
|
RSS
|