تبليغاتX
مهتاب خانوم آسمون
همیشه وقتی ازم می پرسدن بهترین لحظه زندگی! کم می آوردم و می گفتم :مرگ

ولی حالا یه چیز دیگه هم بهم آرامش می ده! خاطره ی وقتی که قلبهامون رو گذاشنیم روی هم و قسم خوردیم با هم باشیم تا آخرش!

ولی تو حتی به ندای قلبت هم پایبند نبودی نازنینم!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 18:36  توسط مهشید |