![]() |
![]() |
|
|
همه جا تاریکه......سوز سردی می آد....مگه تابستون نیست؟.....دستای همیشه محتاجمو دراز می کنم.....نیستی!
مثل همیشه نیستی که دستامو بگیری......نوازشم کنی......و جواب چشمای بارونیمو بدی!
تو همیشه تنهام گذاشتی! |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 23:38 توسط مهشید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام! اینجا ....درد دل های یه دیوونه ست ......اگه تو هم دیوونه ای ...خوش اومدی!
|
| آرشیو موضوعی |
|
نیستی |
| پیوندها |
|
دیوونه عاشق ابلیس در بهشت تینا هلو |
|
RSS
|