![]() |
![]() |
|
|
ما از مرگ می هراسیم چون نمی دانیم که واقعا چیست!
((سقراط)) ولی آیا واقعا نمی دونیم مرگ چیه؟مرگ یعنی همین! یعنی بودن و نبودنت فرقی نداشته باشه! هیشکی نباشه که بهت نفس بده! تو اوج گرما سردت باشه!!! تو اوج غم نتونی گریه کنی! اینقدر پوستت کلفت شده باشه که هر چقدرم بهت نامردی کنند آخ نگی! من می دونم مرگ چیه! هر روز زیر پوستم حسش می کنم! خدایا کی می بریم پیش خودت؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 20:12 توسط مهشید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام! اینجا ....درد دل های یه دیوونه ست ......اگه تو هم دیوونه ای ...خوش اومدی!
|
| آرشیو موضوعی |
|
نیستی |
| پیوندها |
|
دیوونه عاشق ابلیس در بهشت تینا هلو |
|
RSS
|