تبليغاتX
مهتاب خانوم آسمون -

و من ستاره ام را يافتم من خوبي را يافتم به خوبي رسيدم و شكوفه كردم تو خوبي و اين همه ي اعتراف هاست من راست گفته ام و گريسته ام و اين بار راست مي گويم تا بخندم زيرا آخرين اشك من نخستين لبخندم بود .

**********

 تو خوبي ومن بدي نبودم تو را شناختم تو را يافتم تو را دريافتم و همه ي حرف هاي من شعر شد سبك شد عقده هاي ام شعر شد همه ي سنگيني ها شعر شد بدي شعر شد سنگ شعر شد علف شعر شد دشمني شعر شد .

*******

 دل ام مي خواهد خوب باشم دل ام مي خواهد تو باشم براي همين راست مي گويم نگاه كن!!! با من بمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 20:55  توسط مهشید |