تبليغاتX
مهتاب خانوم آسمون - سخت بود!
همه چی سخت بود ! اینکه آهنگاتو گوش کنم و اشک نریزم! یادگاریاتو......نگاه کنم  و یاد گذشته نکنم! شب بشه و یاد شب بخیرگفتنامون! نوازشات........................همه چی!

ولی حالا من همه چیزو فراموش کردم! خیلی راحت!

دیگه بارون رو که می بینم یاد  حرفای قشنگت نمی افتم! دیگه غروب خورشید برام قشنگ نیست! حتی صدای نازتم دیگه برام ناز نیست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 21:4  توسط مهشید |