تبليغاتX
مهتاب خانوم آسمون - نمی دونم!
نمیدونم ! این روزا ....این ثانیه ها .....این نفس کشیدنام ....چه جوری می گذره؟

یادمه اون موقع ها تا بهت شب بخیر نمی گفتم....تا از پشت تلفن بوست نمی کردم.......تا به آهنگات گوش نمی کردم خوابم نمی برد!

چه خواب قشنگی هم بود....!!!

ولی حالا بدون این کارا فقط از زور قرص های پی در پی خوابم می بره!

چه خوابیییییییییییییی................پر از کابوس جدایی!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 14:27  توسط مهشید |