![]() |
![]() |
|
|
نمیدونم ! این روزا ....این ثانیه ها .....این نفس کشیدنام ....چه جوری می گذره؟
یادمه اون موقع ها تا بهت شب بخیر نمی گفتم....تا از پشت تلفن بوست نمی کردم.......تا به آهنگات گوش نمی کردم خوابم نمی برد! چه خواب قشنگی هم بود....!!! ولی حالا بدون این کارا فقط از زور قرص های پی در پی خوابم می بره! چه خوابیییییییییییییی................پر از کابوس جدایی! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 14:27 توسط مهشید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام! اینجا ....درد دل های یه دیوونه ست ......اگه تو هم دیوونه ای ...خوش اومدی!
|
| آرشیو موضوعی |
|
نیستی |
| پیوندها |
|
دیوونه عاشق ابلیس در بهشت تینا هلو |
|
RSS
|