تبليغاتX
مهتاب خانوم آسمون - سرگشته
همه جا تاریکه......سوز سردی می آد....مگه تابستون نیست؟.....دستای همیشه محتاجمو دراز می کنم.....نیستی!

مثل همیشه نیستی که دستامو بگیری......نوازشم کنی......و جواب چشمای  بارونیمو بدی!

 

تو همیشه تنهام گذاشتی!

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 23:38  توسط مهشید |