تبليغاتX
مهتاب خانوم آسمون - هراس
تا حالا شده به شعله های آتیش زل بزنی و احساس کنی داری خاکستر می شی؟ نوی اوج خوشحالی غمگین شی؟ از خنده برسی به گریه؟ وقت گریه هیشکیو نداشته باشی که روی شونه هاش هق هق کنی؟ولی من همه ی اینها رو حس کردم!
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 21:27  توسط مهشید |